خرید بک لینک


1212

بعد از ظهر از نیمه گذشته و من بی صبرانه منتظر بازگشت همسرم به خانه هستم. امیدوارم که حداقل امشب وقت کافی برای من و فرزندم داشته باشد. توقع بیرون رفتن و یا سرگرمی مشابه را ندارم بلکه تنها آرزو دارم بعد از مدتها یک ساعت بدون هیچ مشغله به چشمهای من نگاه کرده و اجازه دهد در مورد اتفاقات روز برایش تعریف کنم نه اینکه دائماً سر در مانیتور کامپیوتر خود کرده و از بین حرفهایی که میزنم تنها برخی را آن هم نصفه و نیمه بشنود.

****

امشب هم همسر من به خانه بازگشت و مانند همیشه برخلاف آرزوی همیشگی من، بعد از سلام و احوال پرسی و حتی قبل ازشستن دست و صورتش، رایانهاش را را روشن میکند و در حالیکه سیستمش در حال اتصال به اینترنت است لباسهایش را با عجله عوض کرده، دست و رویش را میشوید و پای سیستمش می نشیند. دیگر از این وضعیت خسته شدهام و نمیدانم تا چه زمانی میتوانم این شرایط عذاب آور را تحمل کنم؟ از اینکه همسرم دائماً در فضای اینترنت با زنان و مردان ناشناس در حال چت کردن است ناراحت هستم. درست است که به گفته خودش با هیچ یک از آنها ارتباط رودر رو نداشته و آنها را نمیشناسد، اما من اصلاً احساس خوبی در برابر این وضعیت ندارم…

****



برچسب: نویسنده: farhad تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 16:16

صفحه بندی